عزیز من
آنکه میخواهد روزی پریدن آموزد، نخست میباید ایستادن، راه رفتن، دویدن و
بالارفتن آموزد. پرواز را با پرواز آغاز نمیکنند

به نام تنهای تنها
آنکه میخواهد روزی پریدن آموزد، نخست میباید ایستادن، راه رفتن، دویدن و
بالارفتن آموزد. پرواز را با پرواز آغاز نمیکنند

دنبال نگاهها نرو، چون میتونن گولت بزنن، دنبال دارایی نرو چون کمکم افول میکنه
دنبال کسی برو که باعث بشه لبخند بزنی چون فقط با یک لبخند میشه یه روز تیره را
روشن کرد. کسی را پیدا کن که تو را شاد کنه

كوچولو ، موچولو ، لولو ، مولو ، هلو ، نونو ؛ اين پيغام صرفا براي غنچه كردن
لبهاي شماست و فاقد هرگونه ارزش قانوني ديگر ميباشد

يک بار براي ديدن دريا قدم به ساحل گذاشتي... اما امواج دريا هزاران بار براي
بوسيدن قدمگاهت تا روي ساحل پیش آمدند. دلم برات تنگ میشه اما هزاران بار بر
قدمگاهت بوسه میزنم

بگذار سر بر شانه های تو بگذارم
برای دلتنگی هایم اشک بریزم.
دیروز نگاهت را ندیدم
نمی دانی چگونه سربه بیابان جنون گذاشتم
و اگر نگاهت نبود جان می دادم!
نگاهم کن وبگذار راز نگاهم تو را زیارت کند٬
من آسمان را نمی خواهم٬
دل دریایی ات برایم کافی ست.
نفسم را بردی٬
ولی من عاشقانه خندیدم
و تو در حیرت ماندی!
تنها ستاره ی عاشق بود
که می دانست من چه زجری کشیدم
و برای نبودنت چه قدر اشک ریختم!
شانه هایت را به من بسپار٬
می خواهم راز دلتنگی ام را با قطره های زلال اشک
به آنها بسپارم.
من آواره نبودم٬
عشق تو آواره ام کرد.
من غریب و تنها نبودم٬
عشق تو غریب و تنهایم کرد.
من دلباخته ی هیچ دلی نبودم٬
شهر قشنگ نگاه تو دلباخته ام کرد.
من دیوانه ی هیچ قلبی نبودم٬
شهر دلفریب قلب تو دیوانه ام کرد.
تو حسرت نکشیدی.
تو در فراق عشق٬اشک نریختی.
تو چشم انتظار٬ ننشستی.
تو عاشق نبودی و درد عشق نکشیدی.
مرا آواره کردی٬دیوانه شدم
و دل باختم٬تا تنها شدم
حسرت به دل ماندم
ولی تو حتی سایه ی دلم را
در کوچه پس کوچه های قلبت
ندیدی و من شکستم.
تو نشکستی.
تو دل ندادی.
تو عاشقانه پرپر نشدی.
اما من.....
بگذار در عزای رفتن عشقم٬عاشقانه بگریم.
در این دنیای پر فریب
با آدم های سنگی و نامهربان٬
تنها و غریب٬هم نفس خورشید شده ام!
بیش از این تاب این اقیانوس غربت را ندارم.
زندان غربت مرا همچون تکه چوبی رها و سر گردان
در حصار فولادی اش اسیر کرده است.
نه تاب رفتن از این غربت را دارم
و نه تحمل ماندن!
پرنده های احساس دلم بی لانه شدند!
تو کتاب خط خطی انتظارم را پاک نکردی
و پا بر روی فرش قلبم نگذاشتی٬
تا همچون یک قناری تنها٬اسیر غربت باشم!
بی آنکه تو حتی در یادت٬فکر غربت دلم باشی.
حالا تو بگو:((من غریبم یا تو؟))
داره که قلبش بزرگترين تکه گمشده قلب منه . کسی که دوستش دارم،کسی که دوستم
داره.کسی که دوستش دارم حتی اگر دوستم نداشته باشه و دوستش دارم حتی اگر
هيچوقت فرصت ديداری دست نده،هيچوقت!
کسی که محبتش قسطی نيست!کسی که راه نگه داشتنش بی توجهی نيست.
کسی که دستاش اندازه دستم باشه،کسی که قدمهاش به بلندی قدمهام باشه.
کسی که از راه می رسه،بی ترديد يک روز از راه ميرسه...ومنو ميشناسه.
کسی که ميتونم صدای پاهاشو از همين الان بشنوم.
و من برای اونه که منتظر نشستم.
باتوحرف دارم وخيلی هم حرف دارم ولی تند از کنار من وروياهايم وشايد،شايد روياهايت می
گذری و مرا با چشمانی اشک آلود تنها می گذاری تا باز خواننده مرثيه های بی کلام باشم...
ماه من!نگذار ديگران من وتو را از هم بگيرند.نگذار روزی قصد با هم بودن کنيم که ديگر
برای هر دوی ما دير شده،روزی که قلبمان جای عشق ديگری شده...يا شايد جای کينه از
يکديگر.
ماه من!نخواه جام زندگی که برای ديگران لبالب از باده عشق است برای ما لبريز از شوکران
تنهايی باشد.
ماه من!نگذار برای با هم بودن ناگريز از دنيايی ديگر و ديداری ديگر باشيم.نگذار با زخمهای
ترديد و بدگمانی عشق يکديگر را جستجو کنيم و باز از آن تهی شويم!
ماه من!ياريم کن وبگذار فردايم رنگی از رويا بگيرد.
تقدیم به تمام انسانهایی که همدیگه رو فراموش کردند و تقدیم به کسانی که کینه رو تو
دلشون پرورش میدند.
نمی دونم چرا تا وقتی که با هم هستیم و با هم می خندیم، قدر همدیگرو نمی دونیم.
نمی دونم چرا به محض اینکه احساس دوری می کنیم، به محض اینکه می فهمیم داریم
همدیگرو از
دست می دیم، دلهامون تنگ میشه و می میریم برای هم و جیگرمون میاد توی
دهنمون. نمی دونم چرا تازه سه ساعت بعد از اینکه یکی رو از خودمون می رنجونیم، تازه
عذاب وجدان میاد سراغمون و ما در حالیکه معلق موندیم برای توجیه خودمون هم که باشه
میگیم: تقصیرخودش بود!
ببخشید با شما هستم! با تو ام! با تویی که یک سال، دوسال و یا چندین سال همراهت بودم.
با تویی که الان دیگه منو نمی شناسیو می گی: ببخشید شما؟!
چرا بهترین دوستهای زندگیتو فراموش کردی! چرا حالشونو نمی پرسی؟ چرا نمی پرسی
که زنده اند یا مرده؟ نمی ترسی از اون روزی که بهشون زنگ بزنیو دیگه نتونی حالشونو
بپرسی؟ دلت برای با اونها خندیدن تنگ نشده؟
نمی خوام افسرده شی ولی به این فکر کن که ممکنه که دیگه نبینیشون.
فکر کن!
دوستت دارم به اندازه تمامی ضربه های قلبم که تنها برای تو تپيد،دوستت دارم به
اندازه تمامی قطره های اشکم که تنها برای تو چکيد و دوستت دارم به وسعت قلبی که
هرگز به تو نرسيد.
باورم نمی شد،باورم نمی شد اين همه روز را بی تو بگذرانم و زنده باشم.بی تو،بی
مهر تو و حتی بدون لحظه ای ديدار...اما زنده ام واين روزهای زنده بودن چه تلخ
وسياه گذشت.
ماه من!ديگر نفسی نمانده برای زمزمه های عاشقانه و نه هوسی...شايد لحظه بدرود
فرارسيده.
ميل من سوی وصال و قصد او سوی فراق ترک کام خود گرفتم تا برآيدکام
دوست...
اگر دوستی داری که ارزش دوستی را دارد
دوستش بدار وبگذار بداند
که تو دوستش داری بیش از روز های زندگی
چهره ی او را با سرخی غروب در امیز
چرا کلمات زیبا هنگامی به زبان ایند
که دوستی مرده است؟
مهتا
تولدت مبارک
تولدت مبارک
تولدت مبارک
بی تو نه امورجهان لنگ میشه
نه بین زمین و اسمون جنگ میشه
نه کوه اب میشه
نه اب سنگ میشه
فقط دل من واسه تو تنگ میشه
فرقی نمی کنه که من اول اومدم یا تو
……مهم اینه که…..کی تا آخرش می مونه
فرقی نمی کنه که من اول اومدم یا تو
……مهم اینه که…..کی تا آخرش می مونه
پروردگارا! در آفتاب کم رنگ زندگیم و پیاده رویی که نمی دانم به کدامین خیابان
منتهی می شود و در طلاطم شاخه های بی برگ، زیر چتری که مرا از باران
مهربانت جدا می کند به دنبال نیمکتی می گردم که لبریز از رویاهای کودکانه و
آرامش دل های بی قرار باشد آنگونه که بتوانم تو را در ذره ذره وجودم احساس کنم
پازل دل یکی رو بهم ریختن هنر نیست
هر وقت با تیکه های شکسته ی دل یک نفر یک
دل جدید براش ساختی هنر کردی
فقط كسي رنگين كمونو مي بينه
كه تا آخر زير بارون بمونه
10000 دستگاه ریو
1000 کیلومتر اسکناس
100واحد اپارتمان
10 صندوق طلا
.
.
.
.
.
.فدای یه تار موی تو دوست عزیز
تولد تولد تولدت مبارک
تولدت مبارک
بیا شمع ها رو فوت کن تا صد
سال زنده باشی
مهتا
چی میشد اگه دروغ تو لحظه ما جا نداشت.....چی میشد اگه دورنگی هم دیگه معنا نداشت
کاش میشد واسه هوس رفاقتا رو نفروخت .....کاش میشد صداقتو رو تن هر اینه دوخت
چرا ما ادما گاهی خیلی بد میشیم........واسه راه همدیگه خواسته نا خواسته سد میشیم
جای مرهم واسه زخم عاشقا نمک میشیم......هر کی با ما صادقه باهاش پر از کلک میشیم
دل خوشه هرکی شدیم تو زرد از اب دراومدش .....وقتی دلتنگی بیاد هیچکی نمیاد به دادش
?ندونستیم چرا وقتی نوبت ماست دیر میشه......حرفای خوب واسه ما زخم زبون و تیر میشه
.شایدم ما ندونستیم زندگی چه شکلیه.......کی سر کاره کی نیست اصلا دنیا دسته کیه
ما به هرحال میپریم بی چشم و دل بی پرو بال......ما به مشکی دلخوشیم دورنگیا رو بی خیال
دوباره دلم واسه حرمت چشمات تنگه
دوباره اين دل ديوونه واست دلتنگه
وقته از تو خوندنه ستاره ی ترانه هام
اسم تو برای من قشنگترين آهنگه
بی تو يک پرنده ی اسير بی پروازم
با تو اما ميرسم به قله ی آوازم
اگه تا آخر اين ترانه با من باشی
واسه تو سقفی از آهنگو صدا ميسازم
تويی که عشقمو از نگاه من ميخونی
تويی که تو تپش ترانه هام مهمونی
تويی که همنفس هميشه ی آوازی
تويی که آخر قصه ی منو ميدونی
اگه کوچه ی صدام يه کوچه ی باريکه
اگه خونم بی چراغه چشم تو تاريکه
ميدونم آخر قصه ميرسی به داد من
لحظه ی يکی شدن تو آينه ها نزديکه
با يه چشمک دوباره منو زنده کن ستاره
نذار از نفس بيفتم تويی تنها راه چاره
آی ستاره آی ستاره بی تو شب کاری نداره
اين ترانه تا هميشه تورو ياد من مياره...
عشق یعنی لایق یار شدن
عشق یعنی با یار هم دل شدن
عشق یعنی جام لبریز شراب
عشق یعنی تشنگی یعنی سراب
عشق یعنی خواستن له له زدن
عشق یعنی سوختن پر پر زدن
عشق یعنی شعله بر خرمن زدن
عشق یعنی رسم دل بر هم زدن
عشق یعنی سالهلی عمر سخت
عشق یعنی زهر شرین تلخ بخت
به چشمانت بياموز كه هركس ارزش ديدن ندارد! بدترين درد اين نيست كه..................... عشقت بميره بدترين درد اين نيست كه.....................به اوني كه دوستش داري نرسي بدترين درد اين نيست كه.....................عشقت بهت نارو بزنه بدترين درد اينه كه..............................يكي رو دوست داشته باشي و اون ندونه !